وبلاگ

پلتفرم ها، بخش هشتم: رقابت بین پلتفرم ها

پلتفرم
تحول دیجیتال

پلتفرم ها، بخش هشتم: رقابت بین پلتفرم ها

این یک مقاله سریالی است و چنانچه قسمت های قبلی را مطالعه نکردید، پیشنهاد میکنم از لینک های زیر ابتدا آنها را بخوانید:

بخش اول: داستان Airbnb

بخش دوم: تجدید نظر در رقابت در عصر دیجیتال

بخش سوم: ظهور پلتفرم ها

بخش چهارم: تعریف پلتفرم ها

بخش پنجم: انواع پلتفرم ها

بخش ششم: نحوه تاثیرگذاری عصر دیجیتال بر پلتفرم ها

بخش هفتم: مزایای رقابتی پلتفرم ها

 

 

پلتفرم ها فقط با کسب و کارهای سنتی در رقابت نیستند (اوبر در مقابل سرویس سنتی خودروها). آنها در برابر سایر پلتفرم ها نیز به رقابت می پردازند. (اوبر در ایالات متحده با لیفت[1] و در چین با دیدی کوایدی رقابت می کند؛ هر سه پلتفرم هستند.)

اما چگونه پلتفرم های موجود در یک دسته مشابه، با یکدیگر رقابت می کنند؟ نه بر اساس همان فاکتورها- ویژگی ها، مزایا، قیمت، مکان- که محصولات و خدمات سنتی را متمایز می کند. در عوض، پلتفرم ها تمایل دارند بر اساس پنج حوزه ارزش به رقابت بپردازند (جدول 3.5 را مشاهده کنید):

جدول 3.5

وجه تمایز پلتفرم های رقیب

حوزه ارزش نمونه ها
ارزش افزوده شبکه شرکت کنندگان بیشتر (اثرات شبکه ای)

کیفیت محصولات و خدمات به واسطه شرکت کنندگان

داده های به اشتراک گذاشته توسط شرکت کنندگان

ارزش افزوده پلتفرم ویژگی ها و مزایای منحصر به فرد

محتوای آزاد و رایگان

استانداردهای باز رابط های وب یا برنامه

کیت های توسعه نرم افزار و رابط های برنامه کاربردی

نقاط کنترل پلتفرم

ابزارهای تعامل ابزارهای هدفگذاری و تطبیق دادن

فعال کننده تراکنش

اعتماد آفرینی

(ایجاد کننده اعتماد)

سیستم های شناسایی

سیستم های اعتبارآفرین

ضمانت های مالی

تضمین های غیر رقابتی

 

  • ارزش افزوده شبکه: این واضح ترین راهی است که پلتفرم ها از طریق آن رقابت می کنند. با توجه به اثرات شبکه ای، پلتفرمی که بیشترین تعداد مشتریان را دارد، اغلب پلتفرمی است که بیشتر احتمال دارد در آینده مشتریان جدید جذب کند. اما شبکه ای از مشتریان شرکت کننده می تواند فراتر از آمار و ارقام صِرف، مزایایی را اضافه کند. کیفیت محصولات و خدماتی که مشتریان پیشنهاد می دهند نیز اغلب حائز اهمیت است. (اتسی با ایجاد یک انجمن از صنعتگرانی که کالاهای با کیفیت می سازند از نوع محصولاتی که در ای بِی یافت نمی شوند، پلتفرمی را برای فروش محصولات دست ساز (مانند صنایع دستی) ساخته است.) داده هایی که توسط یک گروه از مشتریان ارائه می شوند نیز می توانند توانایی یک پلتفرم را برای جذب مشتریانِ گروه دیگر، افزایش دهند. (حجم داده های اجتماعی، جمعیت شناختی و علایق شخصی که کاربران در فیس بوک ارائه می دهند، دقیقاً دلیلی است که شرکت می تواند هزینه های نسبتاً زیادی را برای تبلیغ کنندگان دریافت کند.)
  • ارزش افزوده پلتفرم: در برخی موارد، ارزش ارائه شده توسط انواع مختلفِ مشتریان برای رقابتی کردنِ یک پلتفرم کافی نیست. خودِ پلتفرم باید به منظور جذب مشتری، ویژگی ها و مزایای منحصر به فردی را ارائه دهد. گوگل با دستیار شخصی اش گوگل نو[2] و یکپارچه سازی سرویس های پرطرفدار نقشه ها[3]، تقویم[4] و جیمیل[5]، کاربران را به سمت گوشی های اندروید جذب می کند. رقیب او یعنی شرکت اپل، با نرم افزار خاص خود مانند آی تیونز و دستیار شخصی سیری، و طراحی سخت افزاری منحصر به فردِ آیفون، کاربران را جذب می کند. برای پلتفرم های تبلیغاتی، بزرگترین حوزه رقابت، ارزش افزوده پلتفرم آنهاست- یعنی محتوایی که آنها به منظور جذب مخاطب ایجاد می کنند. این محتوا ممکن است یارانه ای باشد یا به لطف درآمد تبلیغ کننده، به صورت کاملاً رایگان در اختیار مصرف کننده قرار گیرد. اگرچه یک کانال ویدئویی یا وبلاگ با تلاش برای ایجاد محتوای جذاب با همتایانش رقابت می کند، مدل کسب و کار واقعی آن، فروشِ مخاطب به تبلیغ کنندگان می باشد.
  • استانداردهای باز: یکی دیگر از راه های مهمی که پلتفرم از طریق آن به رقابت می پردازد، ارائه استانداردهایی است که نسبت به رقبایش باز تر و برای استفاده راحت تر باشند. رشد سریعِ پلتفرم هایی مانند یوتیوب با استفاده از وب یا رابط های برنامه سلف سرویسی که آنها ارائه می دهند به بخش عظیمی از کار کمک می کند، که آپلود محتوا یا پیوستن به یک شبکه پلتفرمی را برای همه آسان می سازد. برای مشتریانی که به کنترل فنی بیشتری نیاز دارند، پلتفرم ها از SDK ها و API ها برای ارائه دسترسی سلف سرویس استفاده خواهند کرد. با این حال باز بودن نسبی است، و هرگز کاملاً مطلق نمی شود. پلتفرم اندروید گوگل نسبت به اپل آی او اِس بازتر است، اما حتی اندروید برای تولیدکنندگان تلفن همراه که مایل هستند از سرویس های آن مانند نقشه های گوگل، تقویم و جستجو استفاده کنند، محدودیت هایی را اِعمال می کند. (به همین دلیل است که شیائومی و دیگران از نسخه نامحدود و متن باز اندروید استفاده می کنند.) استانداردها دسترسی به طرفین خارجی را در اختیار قرار می دهند، اما آنها نیز به عنوان نقاط کنترلی عمل می کنند که توسط آنها صاحبان پلتفرم آن داده ها و قابلیت هایی که اشخاص خارجی می توانند یا نمی توانند به آنها دسترسی داشته باشند را محدود می کنند. این موارد تعامل را در همه جهت تسهیل می کند اما هیچ کنترل یا کسب درآمدی برای مالکیت مرکزی به همراه ندارد. اینترنت مجموعه ای از چنین استانداردهایی است.
  • ابزارهای تعامل: هنگامی که پلتفرم مشتریان را جذب می کند و کار آنها را آسان می سازد، می تواند با ارائه بهترین ابزارها به مشتریان برای یافتن شرکای مناسب و تعامل با آنها، به رقابت بپردازد. سایت های دوستیابی مانند ای هارمونی یا اوکی کیوپید[6] بر اساس الگوریتم ها و داده هایی رقابت می کنند که (به جای پیمایش هزاران ورودی تصادفی) از آنها برای کمک به مردان و زنان برای یافتن دوست مناسب استفاده می شود. سایر ابزارهای ارتباطی بر ایجاد معامله و تراکنش بین کاربران تمرکز دارند. ایر بی ان بی یک گزینه رزرو فوری[7] را اضافه کرده است که به مسافرانی که عجله دارند امکان می دهد فوراً یک رزرو- در وب سایت هتلی که می خواهند- را ثبت کنند به جای اینکه منتظر بمانند تا میزبان به درخواست آنها پاسخ دهد. ای بِی گزینه ای را در اختیار فروشندگان قرار می دهد تا محصولاتشان را از طریق حراج یا با قیمت ثابت عرضه کنند. بازار آمازون خدمات تکمیلی را در اختیار فروشندگانش قرار می دهد (لازم نیست بسته ها را مانند فروشندگان ای بِی برای مشتری پُست کنند)؛ همچنین پیگیری و ردیابی سفارش را در اختیار خریداران قرار می دهد.
  • اعتماد آفرینی: آخرین راه رقابت پلتفرم ها برای جذب مشتری، ارائه روش های بهتر برای ایجاد اعتماد بین طرفینی است که می­خواهند گرد هم آورند. این روش ها می تواند شامل سیستم های شناسایی مانند ورودهای اجتماعی از طریق فیس بوک، گوگل، توئیتر یا لینکداین باشد. (اگرچه اینترنت اولیه بر پایه ناشناس ماندن به موفقیت رسید، پلتفرم ها بر اساس هویت به موفقیت دست می یابند.) دیگر عامل اعتمادساز، سیستم های اعتبارآفرین هستند که معمولاً در قالب نظرات و بررسی های مشتری می باشند. در بعضی از پلتفرم ها بررسی ها متقابل و دو طرفه هستند؛ اما در سایر آنها فقط یک طرفه می باشند (مشتریان به ارزیابی و انتقاد از رستورانی می پردازند که پس از رزرو کردن از طریق اُپِن تِیبِل[8] در آنجا غذا می خورند، اما رستوران در خصوص کسانی که آنجا غذا خورده اند نظر و انتقادی ندارد.) اعتماد می تواند توسط ضمانت های مالی مانند بیمه برای پوشش دادن خسارت وارد شده به مشتری یا وساطت در مورد اختلاف صورتحساب توسط پلتفرم های تراکنشی مانند پِی پال ایجاد شده و توانمند شود. در سایر موارد، تضمین های غیر رقابتی برای ایجاد اعتماد در یک پلتفرم حیاتی است. تولیدکنندگان متعددی از سامسونگ تا فیلیپس و گوگل نِست، تولید محصولات «هوشمند» مانند لامپ، یخچال و ترموستات را برای «خانه هوشمند» آغاز کرده اند. مصرف کنندگان به جای اینکه برای هر یک از لوازم خانگی از یک برنامه متفاوت استفاده کنند، در انتظار یک رابط واحد بوده اند. اما هیچ یک از تولیدکنندگان راضی نبودند از استاندارد نرم افزاری رقیب به عنوان پلتفرم استفاده کنند. این امر فرصتی را برای وینک ایجاد کرد. وینک یک استارت آپ است که رابط کنترل ظریفی را برای همه دستگاه های موجود در خانه هوشمند فراهم می کند. از آنجا که وینک لوازم رقابتی خود را نمی سازد، توانسته است تولیدکنندگان بزرگی مانند جی ای، فیلیپس، لوترن، هانی وِل، اشلیگ و نست را برای اتصال به پلتفرم خود جذب کند. گاهی اوقات پلتفرم کوچک می تواند برنده باشد.

پیش از اینکه از موضوع پلتفرم ها به سمت تغییرات در چشم انداز رقابت حرکت کنیم، اجازه بدهید نگاهی به ابزار نگاشت استراتژیک داشته باشیم که می تواند برای بدست آوردن درک و نگاه بهتر نسبت به هر کسب و کار پلتفرمی مورد استفاده قرار گیرد.

 

بخش آخر مقالات سریالی پلتفرم ها: بخش نهم: چشم انداز در حال تغییرِ رقابت

 

[1] Lyft

[2] Google Now

[3] Maps

[4] Calendar

[5] Gmail

[6] OKCupid

[7] Instant Book

[8] OpenTable

دیدگاه خود را به ما بگویید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Select the fields to be shown. Others will be hidden. Drag and drop to rearrange the order.
  • Image
  • SKU
  • Rating
  • Price
  • Stock
  • Availability
  • Add to cart
  • Description
  • Content
  • Weight
  • Dimensions
  • Additional information
  • Attributes
  • Custom attributes
  • Custom fields
Click outside to hide the compare bar
Compare
لیست علاقه مندی ها 0