وبلاگ

7 شاخصی که باید در کمپین های بازایابی دیجیتال اندازه گیری کنید

mostafa morshedi
بازاریابی دیجیتال

7 شاخصی که باید در کمپین های بازایابی دیجیتال اندازه گیری کنید

چیزی که قابل اندازه گیری نیست را نمی توان بهبود بخشید. خوشبختانه ابزارهای بازاریابی دیجیتال، امکان اندازه گیری شاخص های متعددی را فراهم می آورند. البته این تعداد بالا و تنوع به نوعی موجب سردرگمی می شود. در اندازه گیری کمپین های دیجیتال، شما می توانید تعداد زیادی از شاخص ها را اندازه گیری کنید ولی اگر هدف و استراتژی مشخص نباشد، ممکن است انبوهی از شاخص های بی کاربرد بدون نیاز به اینکه اندازه گیری شوند، پایش شوند. این مقاله 7 شاخص مهم و اولیه که باید در برنامه های بازاریابی دیجیتال و بازاریابی محتوایی اندازه گیری شوند را مرور می کند. البته تعیین شاخص ها خیلی به نوع کمپین و هدف آن بستگی دارد. نکته دیگر این است که حتما شاخص ها را قبل از اجرای کمپین اندازه گیری کنید تا میزان بهبود آن را درک کنید.

1- منابع ترافیک (Traffic Sources)

میزان بازدید سایت و صفحات آن، از شاخص های مهم ارزیابی تقریبا هر کمپین بازاریابی دیجیتال است. اما تعداد بازدیدها به تنهایی برای تحلیل اثربخشی کمپین ها کافی نیست. باید منابعی که ترافیک را به سایت منتقل کرده اند را نیز بررسی کرد. 4 نوع مرجع برای انتقال ترافیک به سایت وجو دارد:

  • ترافیک مستقیم (Direct): وقتی کسی مستقیما آدرس وب سایت شما را در مرورگر می نویسد و به سایت شما وارد می شود.
  • ترافیک جستجو (Search) : وقتی بازدید کننده ای توسط موتورهای جستجو به سایت شما هدایت می شود. برای تحلیل ترافیک جاصل از جستجو، باید کلمات کلید (Keyword) که باعث ایجاد ترافیک شده اند نیز شناسایی شوند. منبع ترافیک جستجو می تواند ارگانیک باشد یا توسط تبلیغات کلیلکی موتورهای جستجو ایجاد شده باشد.
  • ترافیک ارجاع دهنده ها (Referral): هر بازدید کننده ای که توسط لینکی که در سایر سایتها (نظیر سایتهای تبلیغاتی، ایمیلهای ارسالی، و یا سایتهایی که با آنها تبادل لینک صورت گرفته) به سایت منتقل شوند، در این  دسته جای می گیرند. ساختن لینک (link building) در سایتهای معتبر و مرتبط با کسب و کار شما می تواند ترافیک ارجاع دهنده ها را افزایش دهد.
  • ترافیک شبکه های اجتماعی (Social Media): هنگامی که یک صفحه از بلاگ، خبر یا محصول خود را در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گزارید (اصطلاحا شیر می کنید) و بازدید کننده ای بدلیل کلیلک کردن بر روی آن به سایت شما منتقل میشود، ترافیک شبکه های اجتماعی ایجاد شده است. این لینک در شبکه های اجتماعی می تواند از صفحات خودتان باشد (Owned Media) یا می تواند از صفحات هواداران یا منتقدان باشد (Earned Media) یا می تواند بر اساس تبلیغات پولی شما در رسانه های اجتماعی (Paid Media) باشد.

 

برای شناسایی منابع ترافیک می توانید از نرم افزارهای تحلیل گر open source یا Google Analytics استفاده کنید.

 

2- نرخ کلیک یا CTR

Click-through Rate یا نرخ کلیک درصددی از مخاطبان را تعیین می کند که محتوای شما را دیده اند و روی آن کلیک کرده اند. این شاخص نشان می دهد تا چه حد مطلب و محتوای شما برای مخاطبان و بازدید کنندگان جذاب است. CTR در کمپین های مختلف نظیر کمپین های ایمیلی، تبلیغات بنری، آفرهای داخل سایت و شبکه های اجتماعی قابل اندازه گیر است. نرخ کلیک از حاصل تقسیم تعداد افرادی که بر روی محتوا کلیک مرده اند بر کل تعداد بازدید کننده آن صفحه که لینک در آن بوده محاسبه می شود.

نرخ کلیک بالا نشان می دهد مخاطبان شما با کدام یک از محتواهای شما ارتباط بیشتری برقرار می کنند. اگر روی یک محتوای خاص CTR بالا داشتید، بیشتر روی آن تمرکز کنید. مثلا مقاله ای که من 3 هفته پیش با عنوان “۳۵ کاری که باید برای موفقیت شغلی خود تا قبل از ۳۵ سالگی انجام دهید” در سایت گذاشتم، در کلیه کمپین هایی که روی این مقاله داشتم (نظیر ایمیل، شبکه های اجتماعی و بازدید سایت) بیشترین نرخ کلیک را جذب کرده است.

 

3- نرخ تعامل (Engagement rate)
نرخ مشغولیت یا تعامل (شاید تعامل کلمه بهتری باشد ولی تعامل به معنی Interaction شاخص دیگری است که نباید با شاخص مشغولیت اشتباه شود.) میزان توجه و مشغول شدن مخاطب به محتوای شما را نشان می دهد. این نرخ معمولا به صورت درصد بیان می شود و نشاندهنده درصدی از مخاطبانی که محتوا را دیده اند و با آن تعامل داشته اند، می باشد. تعامل شامل لایک کردن، کامنت گذاشتن، باز نشر (re-share) و … می باشد.  

4- نرخ برگشت (Bounce Rate)

نرخ برگشت نیز مانند نرخ تعامل بصورت درصد بیان می شود و کاملا بر عکس آن است. یعنی اگر نرخ برگشتی سایت شما بالا باشد (نزدیک به 100%) اوضاع سایت شما از نظر UI/UX و محتوا جالب نیست. نرخ برگشت درصدی از محاطبان را نشان می دهد که با دیدن اولین صفحه از سایت شما خارج می شوند و در واقع صفحه دومی را نمی بینند.

5- زمان بازدید (Time on Content)

هر چه زمانی که بازدید کننده روی محتوای شما صرف می کند بیشتر باشد، نشان می دهد مطلب برای ولی جالب بوده و بیشتر روی آن تمرکز کرده است. نرم افزارهای تحلیل گر این امکان را به شما می دهند که زمان صرف شده روی کل سایت و صفحات داخلی را به تفکیک محاسبه و پایش کنید.

6- عمق بازدید (Depth of Viewing)

عمق بازدید نشان می دهد یک بازدید کننده چه تعداد از محتواهای سایت شما را مصرف کرده است. در گوگل آنالیتیکز شما می توانید از قسمت User Flow ببینید مخاطبان از کدام صفحات وارد سایت می شوند و تا چند صفحه دیگر را در سایت مشاهده می کنند. هر چقدر یک بازدید کننده صفحات بیشتری را در زمان بیشتری در سایت شما مشاهده کنند، شاخص عمق بازدید بهبود می یابد.

7- نرخ اقدام (Action rate)

نرخ اقدام نشان دهنده درصد بازدیدکنندگانی است که در سایت یا شبکه اجتماعی شما کاری را انجام داده اند که جز اهداف برنامه بازاریابی شما است. برای مثال اگر هدف کمپین ثبت نام در یک لیست خاص باشد یا دانلود کاتالوگ، وقتی مخاطبی این کار را انجام می دهد، هدف کمپین محقق شده است. نرخ اقدام می تواند میزان کلیک روی یک دکمه (Call to action) خرید نیز باشد.

 

این 7 شاخص جزء شاخص های ابتدایی و مهم هستند. ممکن است شما متناسب با اهداف کمپین خود، شاخص های دیگری را اضافه کنید. فقط توصیه این است که تعداد شاخص های اصلی چیزی بین 7 تا 15 عدد باشد. خیلی با شاخص های متعدد خودتان را مشغول نکنید، آنهایی که اثربخشی دارند و در تحلیل به شما کمک می کنند، انتخاب کنید.    

 

دیدگاه خود را به ما بگویید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Select the fields to be shown. Others will be hidden. Drag and drop to rearrange the order.
  • Image
  • SKU
  • Rating
  • Price
  • Stock
  • Availability
  • Add to cart
  • Description
  • Content
  • Weight
  • Dimensions
  • Additional information
  • Attributes
  • Custom attributes
  • Custom fields
Click outside to hide the compare bar
Compare
لیست علاقه مندی ها 0